سریال پارادایس میدانیم که خاویر راهی آتلانتا شد تا تری را پیدا کند. حالا در شروع سهقسمتی فصل دوم مشخص میشود که این مسیر اصلاً هموار نبوده است. با این حال، فعلاً سفر خاویر در حاشیه قرار میگیرد. پیش از رسیدن به او، آنی (شیلین وودلی) لحن کاملاً تازهای برای سریال میچیند؛ هرچند زمینهای که داستان او فراهم میکند، کمی بعد معنای کاملتری پیدا میکند.
آنی؛ چهرهای از بقا و امید
در پسزمینه دلنشین گریسلند (جایی که حتی در دل آخرالزمان هم بد نیست گیر بیفتی)، داستان بقای آنی از چند جهت اهمیت دارد. در سطحی ظاهری، او فجایع پیشبینیشده توسط دکتر لوژ (جفری آرند) را نشان میدهد: سونامی، سرمای شدید، ابرهای خاکسترِ ماندگار و سالهایی از سکون. اما در سطحی عمیقتر، آنی نماینده تمام انسانهای قوی، باهوش و تابآوری است که راهی برای زنده ماندن در شرایط غیرقابل تصور پیدا کردند.
این موضوع، تقابلی جالب با سامانتا (جولیان نیکلسون) میسازد؛ آنی چهرهای واقعی به نام کسی میدهد که آن میلیاردر حاضر بود رهایش کند تا بمیرد. با افشای بارداری آنی در پایان قسمت، او به نمادی از امید نیز تبدیل میشود.

آنی؛ چهرهای از بقا و امید
تمرکز روی شخصیتهای فرعی؛ فرصت یا کندی ریتم؟
اختصاص زمان قابل توجه به دیگر شخصیتها باعث میشود داستان نفس بکشد. اما در عوض، تنها تکههایی کوتاه از وضعیت خاویر میبینیم. وقتی بالاخره او را میبینیم، اوضاع خوب پیش نمیرود. او از سقوط جان سالم به در برده، اما وقتی آنی پیدایش میکند، بیهوش روی زمین افتاده است.
فلشبکی بعدی مجموعهای از اتفاقات را روشن میکند: آسیب شدید زانو، آشنایی با گروهی از بچههای باهوش به رهبری پسری تأثیرگذار به نام دنیل، کشتن یک مهاجم و نگاهی به داستان شیرین آشنایی او و تری.
این داستان تا حدی توضیح میدهد چرا خاویر میداند چگونه زانویش را جا بیندازد (آنها در بیمارستان و هنگام جراحی با هم آشنا شدند)، اما مهمتر از آن، عشق او به تری را تقویت میکند. همین خاطرات هستند که به خاویر انگیزه ادامه دادن میدهند. آغاز رابطهشان شبیه یک «عشق در نگاه اول» قصهوار است و دیدن ریشههای این رابطه جذاب از کار درآمده است.
تغییر فضا؛ از پناهگاه زیرزمینی تا بقا روی زمین
نکته مثبت دیگر این است که Paradise حالا میان پناهگاه زیرزمینی و دنیای بیرون در رفتوآمد است. اگر زمان زیادی صرف فضای بسته میشد، ممکن بود مخاطب دچار خستگی شود. این رویکرد یادآور آثاری مثل The Walking Dead، The Last of Us و Fallout است که فضای پسا-آخرالزمانی را در سطح زمین کاوش میکنند.
فصل دوم بیش از پیش سراغ مفهوم «بقای اصلح» و ذهنیت «بکش یا کشته شو» میرود. ساکنان پناهگاه هرگز مجبور نبودهاند برای غذا بجنگند یا دنبال سرپناه و آب تمیز بگردند. بیرون، جهانی کاملاً متفاوت است. دیدن این روایت کلاسیک پسا-آخرالزمانی، در برابر حباب آرمانشهری زیرزمین، تنوعی خوشایند ایجاد میکند.

تغییر فضا؛ از پناهگاه زیرزمینی تا بقا روی زمین
جین؛ قاتلی که همیشه یک قدم جلوتر است
جین (نیکول برایدون بلوم) همچنان آرام و بیسر و صدا در شهر میچرخد و به رئیسجمهور جدید و دستوپاچلفتی نزدیک میشود، بیآنکه کسی به ماهیت سرد و مرگبارش شک کند. نیکول رابینسون (کریس مارشال) اولین کسی است که حس میکند چیزی درست نیست و رد سرنخها را میگیرد؛ اما جین همیشه یک قدم جلوتر است.
او رئیسجمهور هنری بینز (مت مالوی) را کشته و شرایط را طوری چیده که قتل به گردن نیکول بیفتد. به نظر میرسد این روند، زمینهساز سقوط نهایی جین در ادامه داستان باشد.

جین؛ قاتلی که همیشه یک قدم جلوتر است
شورش جوانان و رازهای پناهگاه
در همین حال، بچهها تلاش میکنند علیه وضعیت موجود شورش کنند، اما دقیق نمیدانند چگونه. جرمی بردفورد (چارلی ایوانز) که همیشه روحیهای سرکش دارد، به زندان فرستاده میشود و آنجا با دانشمندی آشنا میشود که ساخت پناهگاه را نظارت کرده و به دلیل اعتراض قبلی زندانی شده است. جرمی از او میخواهد «درهای لعنتی اینجا را باز کند».
این تصمیم هوشمندانه است: پیدا کردن تنها کسی که دقیقاً میداند چگونه کل پناهگاه را از کار بیندازد؛ حرکتی که احتمالاً کال (جیمز مارسدن) هم به آن افتخار میکرد.
با توجه به این روند، این احتمال مطرح میشود که سامانتا برای دلایلی مرتبط با «پرده دوم طبیعت» در حال انتقال مخفیانه انرژی از پناهگاه بوده باشد. یکی از پرسشهای بزرگ پس از فصل اول این بود که آیا دکتر لوژ اصلاً زنده مانده است یا نه. با توجه به برخی گفتگوها، بعید نیست که او نهتنها زنده باشد، بلکه جایی در همین پناهگاه حضور داشته باشد.

جمعبندی نقد فصل دوم Paradise
جمعبندی نقد فصل دوم Paradise
درباره مسیر روی زمین هنوز نمیدانیم آنی پس از پیدا کردن خاویر نیمهجان چه کرده، اما احتمالاً از دانش پزشکیاش برای درمان او استفاده میکند. اینکه بعد از آن چه اتفاقی میافتد، هنوز مشخص نیست، اما قطعات پازل آرامآرام کنار هم قرار میگیرند.
با معرفی شخصیتهای تازه و حرکت داستان در مسیرهایی هیجانانگیز، فصل دوم Paradise از همین ابتدا هویتی متمایز نسبت به فصل اول پیدا کرده است؛ فصلی که نشان میدهد بهشت، حداقل روی زمین، وجود ندارد.