صدابردار The Soundman 2025
وقتی صدای عشق از هیاهوی جنگ بلندتر میشود
صدابردار (The Soundman) یک درام تاریخی، عاشقانه و جنگی بلژیکی به نویسندگی و کارگردانی فرانک فن پاسل (Frank Van Passel) است؛ فیلمی که داستان خود را در بروکسل و در ماه مه ۱۹۴۰، تنها چند روز پیش از حمله آلمان به بلژیک، روایت میکند. در مرکز داستان، بره (Berre)، یک تکنسین جوان صدا با گوش و استعدادی استثنایی، و الزا (Elza)، بازیگر جوانی که تازه وارد دنیای نمایشهای رادیویی شده، قرار دارند. آشنایی این دو در ساختمان تاریخی فلاژی (Flagey) آغاز میشود؛ جایی که رادیوی ملی بلژیک فعالیت میکند.
صدابردار (The Soundman) در ظاهر یک داستان عاشقانه در دوران جنگ است، اما ایده اصلی آن فراتر از یک رابطه عاطفی ساده میرود. فیلم میخواهد درباره قدرت صدا، خیال، رادیو و ارتباط انسانی حرف بزند؛ آن هم درست در زمانی که جهان اطراف شخصیتها در حال فروپاشی است. بره به شکلی تقریباً وسواسگونه مجذوب صداهاست و الزا نیز با صدای خود وارد دنیای نمایشهای رادیویی میشود. همین نقطه مشترک، زمینه شکلگیری رابطهای را فراهم میکند که خیلی زود با واقعیت خشن جنگ روبهرو میشود.
فیلم در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵ در بلژیک اکران شد و ۱۲۰ دقیقه زمان دارد. زبان اصلی آن هلندی است و کشورهای بلژیک، هلند و دانمارک در تولید آن مشارکت داشتهاند.
نکته مهم درباره این فیلم، نگاه متفاوت کارگردان به صداست. فن پاسل تلاش کرده فیلمی بسازد که مخاطب فقط آن را تماشا نکند، بلکه گوش بدهد. برای همین، صدا در صدابردار صرفاً یک عنصر فنی نیست؛ بخشی از زبان روایی فیلم است.
خلاصه داستان صدابردار (The Soundman)
داستان صدابردار (The Soundman) در بروکسل و در ماه مه ۱۹۴۰، درست پیش از حمله نیروهای آلمانی به بلژیک، آغاز میشود. در ساختمان مشهور فلاژی، مرکز رادیوی ملی، الزا بهعنوان بازیگری جوان وارد استودیوهای نمایش رادیویی میشود و بره نیز بهعنوان یک کارآموز صدا و متخصص افکتهای صوتی کار خود را آغاز میکند.
بره جوانی درونگرا و متفاوت است که ارتباط چندان راحتی با دیگران ندارد، اما در تشخیص صداها استعدادی تقریباً خارقالعاده دارد. او میتواند صداهایی را بشنود و بازسازی کند که برای دیگران اهمیت چندانی ندارند. برای او، صدای باران، رعد، قدمها، موتور خودرو یا حتی حرکت یک شیء ساده میتواند بخشی از یک داستان باشد.
الزا درست در نقطه مقابل او قرار دارد. او بازیگری جوان، پرانرژی و بااستعداد است که بهتازگی وارد دنیای نمایشهای رادیویی شده و صدایش مهمترین ابزار حرفهای اوست. آشنایی این دو در فلاژی به تدریج به رابطهای عاطفی تبدیل میشود؛ رابطهای که در شرایط عادی شاید میتوانست فرصت زیادی برای رشد داشته باشد، اما تاریخ برای آنها نقشه دیگری دارد.
با نزدیک شدن جنگ، فضای شهر تغییر میکند. تهدید نازیها، افزایش یهودستیزی و ناامنی اجتماعی، زندگی الزا و خانوادهاش را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. هویت یهودی الزا به مسئلهای خطرناک تبدیل میشود و او مجبور است برای حفظ امنیت خود و خانوادهاش محتاطتر رفتار کند. حتی شهرت او در رادیو، که میتوانست فرصتی برای پیشرفت باشد، ممکن است خانوادهاش را بیشتر در معرض خطر قرار دهد.
به این ترتیب، رابطه بره و الزا در میان دو جهان شکل میگیرد: جهان جادویی رادیو و جهان واقعی جنگ. هرچه صدای جنگ بلندتر میشود، فرصت آنها برای ادامه زندگی عادی کمتر میشود.
تحلیل داستان و روایت صدابردار
یکی از ویژگیهای اصلی صدابردار (The Soundman) این است که فیلم داستان جنگ جهانی دوم را از زاویهای کوچک و انسانی روایت میکند. اینجا خبری از میدانهای نبرد بزرگ یا تمرکز دائمی بر عملیات نظامی نیست. در عوض، دوربین به داخل استودیوهای رادیو میرود و نشان میدهد آدمهای معمولی چگونه با نزدیک شدن جنگ، زندگی و رؤیاهایشان را از دست میدهند.
این انتخاب باعث شده جنگ در بسیاری از لحظات فیلم بیشتر شنیده شود تا دیده شود.
صدای رادیو، آژیرها، افکتهای صوتی، سکوت اتاقها و حتی صداهای ساختهشده در استودیو، به تدریج جای تصاویر مستقیم جنگ را میگیرند. این شیوه کاملاً با شخصیت اصلی نیز هماهنگ است؛ زیرا بره دنیا را بیشتر از طریق گوشهایش تجربه میکند.
فن پاسل در مصاحبهای توضیح داده که از همان ابتدا میخواسته فیلمی درباره صدا بسازد و حتی نحوه نمایش شهر بروکسل را نیز با ادراک بره هماهنگ کرده است. به همین دلیل، برخی نماهای بیرونی بیشتر حالتی ذهنی و موجدار دارند تا اینکه بخواهند یک بازسازی کاملاً واقعگرایانه از شهر ارائه دهند.
در نتیجه، صدابردار را میتوان فیلمی دانست که تاریخ را از مسیر حواس انسان روایت میکند؛ نه فقط از طریق اطلاعات تاریخی.
مضامین و نمادهای اصلی
صدا بهعنوان هویت
مهمترین نماد فیلم بدون تردید صداست.
بره با صدا ارتباطی دارد که تقریباً شبیه زبان شخصی خودش است. او چیزهایی را از طریق گوشهایش درک میکند که دیگران ممکن است اصلاً متوجه آنها نشوند. این ویژگی فقط یک استعداد شغلی نیست؛ بخشی از هویت اوست.
در طرف دیگر، الزا نیز با صدای خود شناخته میشود. او بازیگری است که ابزار اصلی کارش صدای اوست. بنابراین رابطه این دو از همان ابتدا حول یک مفهوم مشترک شکل میگیرد: صدا بهعنوان راهی برای ارتباط با جهان.
رادیو؛ مرز میان خیال و واقعیت
رادیو در صدابردار تنها یک وسیله ارتباطی نیست. رادیو در واقع دنیایی جایگزین میسازد؛ جهانی که در آن انسان میتواند برای چند دقیقه از واقعیت فاصله بگیرد.
در استودیو، چند قطعه چوب، یک ظرف آب یا وسایل ساده میتوانند صدای باران، دریا یا محیطی کاملاً متفاوت را بسازند. همین موضوع به فیلم اجازه میدهد درباره قدرت تخیل صحبت کند.
در دنیایی که جنگ واقعیت را به چیزی ترسناک تبدیل کرده، رادیو هنوز میتواند جهانی دیگر را تصور کند.
عشق در برابر جنگ
رابطه بره و الزا در زمانی آغاز میشود که آینده آنها مشخص نیست. این نکته اهمیت زیادی دارد. فیلم نمیگوید عشق میتواند جنگ را متوقف کند؛ بلکه نشان میدهد عشق میتواند برای انسان، حتی در تاریکترین شرایط، دلیلی برای ادامه دادن باقی بگذارد.
به همین دلیل، رابطه این دو بیشتر از آنکه یک عاشقانه کلاسیک باشد، به نمادی از زندگی در برابر نابودی تبدیل میشود.
یهودستیزی و ترس اجتماعی
یکی دیگر از لایههای مهم فیلم، وضعیت الزا و خانوادهاش است. با نزدیک شدن اشغال آلمان، یهودی بودن به خطری جدی تبدیل میشود و الزا ناچار است هویت خود را پنهان کند. فیلم از این مسیر نشان میدهد که خطر فقط از ارتش اشغالگر نمیآید؛ فضای اجتماعی مسموم، نفرت و بیاعتمادی نیز میتوانند زندگی انسانها را تهدید کنند.
فلاژی بهعنوان یک شخصیت
ساختمان فلاژی نیز اهمیت نمادین دارد. این مکان در فیلم فقط پسزمینه داستان نیست؛ تقریباً به یکی از شخصیتهای آن تبدیل میشود.
بره و الزا در همین ساختمان یکدیگر را پیدا میکنند، نمایشهای رادیویی در آن ساخته میشوند و بخش بزرگی از جهان داستان در همین فضا شکل میگیرد. نکته جالب این است که ساختمان واقعی فلاژی همچنان وجود دارد و بخشهایی از فیلم نیز در همین مکان تاریخی فیلمبرداری شده است.
تکنیکهای روایی و سینمایی
فرانک فن پاسل برای صدابردار (The Soundman) از روشی استفاده کرده که با موضوع فیلم کاملاً هماهنگ است: تصویر را از صدا جدا نمیکند، بلکه اجازه میدهد صدا نحوه دیدن جهان را تعیین کند.
فیلم تلاش میکند صدا را قابل مشاهده کند؛ یعنی چیزی که ذاتاً شنیدنی است، به تجربهای بصری نیز تبدیل شود.
این موضوع در طراحی جهان ذهنی بره اهمیت زیادی دارد. فیلمساز میخواسته مخاطب شهر و محیط اطراف را تا حدی همانطور ببیند که بره آن را احساس میکند. به همین دلیل، برخی نماهای بروکسل بیشتر حالت انتزاعی و ذهنی دارند.
از سوی دیگر، جزئیات مربوط به کار صداگذاری و فولی (Foley) نیز با دقت زیادی ساخته شدهاند. بره و سرپرستش برای تولید صداهای نمایشهای رادیویی از روشهای مختلف استفاده میکنند؛ از ساخت صدای باران و رعد گرفته تا بازسازی صدای موتور هواپیما و دیگر صداهای محیطی.
این بخش از فیلم از یک جهت ارزش تاریخی نیز دارد؛ چون به مخاطب نشان میدهد نمایشهای رادیویی در دهه ۱۹۴۰ چگونه تولید میشدند.
نظر منتقدان درباره صدابردار (The Soundman)
واکنشها به صدابردار (The Soundman) در مجموع نشان میدهد که فیلم بیش از هر چیز به دلیل فضاسازی، طراحی صدا، بازی بازیگران جوان و نگاه متفاوتش به سینما مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از نقاط قوتی که در نقدها تکرار میشود، بازی جف هلمنز (Jef Hellemans) و فمکه فانهووه (Femke Vanhove) است. نقد Filmhuis Mechelen این دو بازیگر را کشفهای تازه فیلم معرفی کرده و از عملکرد آنها بهعنوان زوج مرکزی تمجید کرده است.
در مقابل، برخی نقدها معتقدند بخش عاشقانه فیلم به دلیل محدودیت زمانی و شرایط جنگ، عمداً فرصت چندانی برای رشد کلاسیک یک رابطه عاشقانه ندارد. در نتیجه، ممکن است بعضی مخاطبان انتظار یک داستان عاشقانه پررنگتر داشته باشند.
اما این نکته را باید بخشی از ساختار فیلم دانست. صدابردار اساساً درباره عشقی است که فرصت کافی برای عادی شدن ندارد؛ زیرا تاریخ اجازه نمیدهد.
از نظر مخاطبان نیز واکنشها مثبت بوده است. صفحه IMDb فیلم در زمان بررسی، امتیاز ۶.۹ از ۱۰ را بر اساس بیش از ۳۰۰ رأی نشان میداد.
جزئیات فنی صدابردار (The Soundman / Radioman)
عنوان انگلیسی: The Soundman
عنوان اصلی: Radioman
سال تولید: ۲۰۲۵
تاریخ اکران در بلژیک: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵
مدت زمان: ۱۱۰ دقیقه
کشورهای تولیدکننده: بلژیک، هلند، دانمارک
زبان: هلندی
ژانر: درام، عاشقانه، تاریخی
کارگردان: فرانک فن پاسل (Frank Van Passel)
نویسنده: فرانک فن پاسل
فیلمبردار: لورنس دِ خِیتر (Laurens De Geyter)
موسیقی: ویم دِ وایلد (Wim De Wilde)
بازیگران: جف هلمنز، فمکه فانهووه، کوئن دِ بو، پیتر فان دن بِخین، الس داترمونس، یان هامنکر، رابی کلیرن و دیگر بازیگران بلژیکی.
جف هلمنز در نقش بره ظاهر میشود و فمکه فانهووه نقش الزا را بازی میکند. کوئن دِ بو نیز در نقش پولاک، شخصیت باتجربهتر دنیای صدا، حضور دارد.
فیلم با نسبت تصویر 1.66:1 و میکس صدای Dolby Atmos ساخته شده است؛ موضوعی که برای اثری با چنین تمرکزی بر صدا اهمیت ویژهای دارد.
فرانک فن پاسل؛ کارگردان صدابردار
فرانک فن پاسل از چهرههای شناختهشده سینما و تلویزیون بلژیک است و پیش از صدابردار آثاری مانند Manneken Pis و The Madonna’s Pig را ساخته است.
بازگشت او به سینما با فیلمی درباره رادیو و صدا، کاملاً با علاقه شخصی و حرفهای او به این موضوع ارتباط دارد. ایده فیلم از تحقیقات او درباره تاریخ رادیو در بلژیک شکل گرفت؛ زمانی که برای پروژهای درباره آغاز تلویزیون بلژیک تحقیق میکرد و با داستان متخصصان صدا و رادیو در ساختمان فلاژی آشنا شد.
او سپس تصمیم گرفت این تاریخ را با یک داستان عاشقانه ترکیب کند؛ زیرا از نگاه او، یک رابطه عاشقانه میتواند موتور احساسی مناسبی برای روایت تاریخی باشد.
حضور در جشنوارهها و جایگاه فیلم
صدابردار پس از اکران بلژیکی، در رویدادها و جشنوارههای مختلف نیز به نمایش درآمد. حضور فیلم در جشنواره فیلم اوستنده یکی از نمونههای مهم آن است؛ جایی که فیلم بهعنوان بخشی از سینمای بلژیک معرفی شد.
همچنین فیلم در فهرست نامزدهای René du Cinéma 2026 در بخشهای مختلف حضور داشت. نام فرانک فن پاسل برای بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه و نام فمکه فانهووه و جف هلمنز نیز برای بازیگری در این فهرست دیده میشود.
این موضوع نشان میدهد که فیلم فقط بهعنوان یک اثر تاریخی یا جشنوارهای کوچک دیده نشده و بازیگران جوان آن نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.
نکات جالب و پشت صحنه صدابردار
یکی از جالبترین نکات درباره صدابردار این است که بخش مهمی از داستان در همان ساختمانی میگذرد که واقعاً با تاریخ رادیوی بلژیک ارتباط دارد. فلاژی در فیلم نهتنها لوکیشن، بلکه بخشی از هویت داستان است.
۲. فیلم درباره شغل فولی نیز اطلاعات میدهد
بره تنها یک «تکنسین صدا» نیست. بخش قابل توجهی از کار او به ساخت افکتهای صوتی برای نمایشهای رادیویی مربوط میشود. فیلم با جزئیات نشان میدهد که چگونه میتوان با وسایل ساده، صداهای پیچیدهای را بازسازی کرد.
۳. صدا از موضوع فیلم به زبان فیلم تبدیل شده است
فن پاسل تنها نمیخواست درباره صدا فیلم بسازد؛ او تلاش کرده بود خود فیلم نیز تجربهای صوتی باشد. در مصاحبهای درباره پروژه، او توضیح داده که چگونه مسئله تبدیل ارتعاش و موج صوتی به تصویر، بخشی از زبان بصری فیلم شده است.
۴. تاریخ فیلم فقط پسزمینه نیست
ماجرا در پنجم ماه مه ۱۹۴۰ آغاز میشود؛ یعنی تنها پنج روز پیش از حمله آلمان به بلژیک در ۱۰ مه. همین فاصله زمانی کوتاه باعث میشود مخاطب تقریباً لحظهبهلحظه حس کند که چیزی در حال نزدیک شدن است.
۵. عنوان اصلی فیلم «Radioman» است
عنوان اصلی فیلم Radioman است، در حالی که در بازار انگلیسیزبان با عنوان The Soundman شناخته میشود. تفاوت این دو عنوان جالب است: Radioman بیشتر به دنیای رادیو اشاره دارد، در حالی که The Soundman مستقیماً بر حرفه و شخصیت بره تأکید میکند.
جمعبندی
صدابردار (The Soundman / Radioman) فیلمی است که داستانی عاشقانه را در یکی از حساسترین لحظات تاریخ اروپا قرار میدهد، اما قصدش صرفاً بازگویی یک عشق در دوران جنگ نیست.
فرانک فن پاسل از رابطه بره و الزا استفاده میکند تا درباره قدرت صدا، تخیل، ارتباط انسانی، ترس، یهودستیزی و امید صحبت کند. بره از طریق صدا با جهان ارتباط برقرار میکند و الزا از طریق صدا میخواهد برای خودش جایگاهی در دنیای نمایش پیدا کند. بنابراین کاملاً منطقی است که رابطه آنها نیز در محیط رادیو شکل بگیرد.
نقطه قوت اصلی فیلم، همین هماهنگی میان موضوع و فرم است. فیلم درباره صداست و خودش نیز تلاش میکند از صدا بهعنوان یک ابزار روایی استفاده کند.
البته اگر کسی انتظار یک عاشقانه کلاسیک با تمرکز کامل بر رابطه دو شخصیت اصلی داشته باشد، ممکن است ریتم و ساختار فیلم برایش کمی متفاوت به نظر برسد. اما اگر به فیلمهای تاریخی، داستانهای عاشقانه در بستر جنگ و آثاری که تجربه صوتی متفاوتی ارائه میکنند علاقه دارید، صدابردار (The Soundman) میتواند انتخاب جالبی باشد.
اصل حرف فیلم شاید ساده باشد: وقتی جهان اطراف آدمها به سمت سکوت، ترس و خشونت میرود، گاهی یک صدا، یک خاطره یا یک رابطه انسانی میتواند آخرین نشانه امید باشد.
0 دیدگاه